دعاى يستشير
«سيّد بن طاووس» در «مهج الدّعوات» از امام اميرالمؤمنين(عليه السلام) نقل كرده
است كه آن حضرت فرمود: رسول خدا(صلى الله عليه وآله) اين دعا را به من آموخت و
فرمانم داد كه در دشوارى و آسودگى اين دعا را بخوانم و به جانشين خود نيز بياموزم
و تا زمانى كه زنده ام آن را ترك نكنم و آن را هر صبح و شام بخوانم، زيرا اين
دعا گنجى از گنج هاى عرش الهى است.(1) در پى اصرار فراوان ابىّ بن كعب انصارى
براى بيان پاداش اين دعا، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) برخى از پاداش هاى
مادّى و معنوى آن را ذكر كرد، از جمله آن كه: هر كس اين دعا را بخواند خداوند
گناهانش را مى آمرزد، سكينه و آرامش بر او فرو مى فرستد و رحمت الهى، وى
را فرا مى گيرد. همچنين آثار و خواصّ جالبى را درباره اين دعا، پيامبر گرامى
اسلام(صلى الله عليه وآله) براى جناب سلمان فارسى بيان كرده است.(2) اين دعا برابر
نقل «كفعمى» در «بلد الامين»(3) چنين است:
«سيّد بن طاووس»
در «مهج الدّعوات» از امام اميرالمؤمنين(عليه السلام) نقل كرده است كه آن
حضرت فرمود: رسول خدا(صلى الله عليه وآله) اين دعا را به من آموخت و فرمانم داد كه
در دشوارى و آسودگى اين دعا را بخوانم و به جانشين خود نيز بياموزم و تا زمانى كه
زنده ام آن را ترك نكنم و آن را هر صبح و شام بخوانم، زيرا اين دعا گنجى از
گنج هاى عرش الهى است.(1) در پى اصرار فراوان ابىّ بن كعب انصارى براى بيان
پاداش اين دعا، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) برخى از پاداش هاى مادّى و
معنوى آن را ذكر كرد، از جمله آن كه: هر كس اين دعا را بخواند خداوند گناهانش
را مى آمرزد، سكينه و آرامش بر او فرو مى فرستد و رحمت الهى، وى را فرا
مى گيرد. همچنين آثار و خواصّ جالبى را درباره اين دعا، پيامبر گرامى
اسلام(صلى الله عليه وآله) براى جناب سلمان فارسى بيان كرده است.(2) اين دعا برابر
نقل «كفعمى» در «بلد الامين»(3) چنين است:
▲
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى لا اِلـهَ
اِلاَّ هُوَ الحَىُّ القَيُّومُ، اَلدّائِمُ الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبينُ،
حمد و سپاس مخصوص خداوندى است كه
معبودى جز او نيست، زنده، جاودان، پاينده، فرمانرواى بر حق و آشكار است،
اَلْمُدَبِّرُ بِلا وَزير، وَ لا
خَلْق مِنْ عِبادِهِ يَسْتَشيرُ، اَلاَْوَّلُ غَيْرُ مَوْصُوف،
تدبير كننده اى كه مددكارى ندارد
و با آفريده اى از بندگانش مشورت نمى كند، آغازى كه توصيف نشود،
اَلْباقى بَعْدَ فَنآءِ الْخَلْقِ،
اَلْعَظيمُ الرُّبُوبِيَّةِ، نُورُ السَّمواتِ وَالاَْرَضينَ، وَ
و بعد از نابودى مخلوقات پايدار است
پروردگاريش با عظمت است، روشنايى آسمان و زمين و
فاطِرُهُما وَمُبْتَدِعُهُما،
خَلَقَهُما بِغَيْرِ تَرَوْنَهُ، وَفَتَقَهُما فَتْقاً، فَقامَتِ
آفريننده و بوجود آورنده آنهاست، آنها
را بدون ستون آفريد و به نحو خاصّى گشود، پس آسمان ها
السَّمواتُ طآئِعات بِاَمْرِهِ،
وَاسْتَقَرَّتِ الاَْرَضُ بِاَوْتادِها فَوْقَ الْمآءِ، ثُمَّ
به فرمان او مطيعانه در جاى خود قرار
گرفتند و زمين با كوه هايش بر روى آب استقرار يافت،
عَلا رَبُّنا فِى السَّمواتِ الْعُلى،
اَلرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى، لَهُ ما فِى
پروردگار ما همان بخشنده اى است
كه بر آسمان ها و بر عرش مسلّط است، آنچه در
السَّمواتِ وَما فِى الاَْرْضِ وَما
بَيْنَهُما وَما تَحْتَ الثَّرى، فَاَنَا اَشْهَدُ بِاَنَّكَ
آسمان و زمين و بين آنها و زير خاك
است از آن اوست، و گواهى مى دهم كه تو
اَنْتَ اللهُ لا اِلهَ اِلاَّ
اَنْتَ،لا رافِعَ لِما وَضَعْتَ،وَلا واضِعَ لِما رَفَعْتَ،وَلا مُعِزَّ
خدايى هستى كه كسى را كه پستش كنى
بالايش نتوان برد و كسى را كه بالابرى پستش نتوان كرد و كسى را كه خوار كنى
لِمَنْ اَذْلَلْتَ، وَلا مُذِلَّ
لِمَنْ اَعْزَزْتَ، وَلا مانِعَ لِما اَعْطَيْتَ،وَلا مُعْطِىَ لِما
عزّت نتوان بخشيد و كسى را كه عزّت
بخشى خوار نتوان كرد آنچه را كه عطا كنى منعش نتوان كرد و آنچه را كه منع كنى
عطايش
مَنَعْتَ، وَاَنْتَ اللهُ لا اِلهَ
اِلاَّ اَنْتَ،كُنْتَ اِذْ لَمْ تَكُنْ سَمآءٌ مَبْنِيَّةٌ، وَلا اَرْضٌ
نتوان كرد، و تويى خدايى كه معبودى جز
تو نيست، تو بودى در زمانى كه نبود آسمان برافراشته، و نه زمين
مَدْحِيَّةٌ، وَلا شَمْسٌ مُضيـئَةٌ،
وَلا لَيْلٌ مُظْلِمٌ، وَلا نَهارٌ مُضيـئٌ، وَلا بَحْرٌ
گسترده، و نه خورشيد تابناك، و نه شب
تاريك، و نه روز روشن، و نه درياى
لُجِّىٌّ، وَلا جَبَلٌ راس، وَلا
نَجْمٌ سار، وَلا قَمَرٌ مُنيرٌ، وَلا ريحٌ تَهُبُّ، وَلا
موّاج، و نه كوه استوار، و نه ستارگان
در حركت، و نه ماه تابان، و نه بادهاى وزان و نه
سَحابٌ يَسْكُبُ، وَلا بَرْقٌ
يَلْمَعُ، وَلا رَعْدٌ يُسَبِّحُ، وَلا رُوحٌ يَتَنَفَّسُ، وَلا
ابرهاى بارنده، و نه برق درخشنده، و
نه رعد به تسبيح غرّنده، و نه موجود زنده، و نه
طآئِرٌ يَطيرُ، وَلا نارٌ
تَتَوَقَّدُ، وَ لامآءٌ يَطَّرِدُ، كُنْتَ قَبْلَ كُلِّ شَىْء، وَكَوَّنْتَ
مرغ پرنده، و نه آتش فروزنده، و نه آب
روان، تو قبل از هر چيز بودى، و همه چيز را
كُلَّ شَىْء، وَقَدَرْتَ عَلى كُلِّ
شَىْء، وَابْتَدَعْتَ كُلَّ شَىْء، وَاَفْقَرْتَ
تو پديد آوردى، و تو بر هر چيز
توانايى، و همه چيز را تو بوجود آوردى، و محتاج
وَاَغْنَيْتَ، وَ اَمَتَّ
وَاَحْيَيْتَ، وَاَضْحَكْتَ وَاَبْكَيْتَ، وَ عَلَى الْعَرشِ
و توانگر گردانى، مرده و زنده كنى،
خندان و گريان كنى و بر عرش
اسْتَوَيْتَ، تَبارَكْتَ يااَللهُ وَ
تَعالَيْتَ، اَنْتَ اللهُ الَّذى لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ الْخَلاّقُ
مسلّطى، پس بلند مرتبه و برترى اى
خدا، تويى خدايى كه معبودى جز تو نيست كه آفريننده
الْعَليمُ، اَمْرُكَ غالِبٌ،
وَعِلْمُكَ نافِذٌ، وَكَيْدُكَ غَريبٌ، وَ وَعْدُكَ صادِقٌ،
و دانايى، فرمانت پيروز، و دانشت
مؤثر، و تدبيرت بى نظير، و وعده ات راست،
وَقَوْلُكَ حَقٌّ، وَحُكْمُكَ عَدْلٌ،
وَكَلامُكَ هُدىً، وَوَحْيُكَ نُورٌ، وَرَحْمَتُكَ
و گفتارت درست، و داوريت از روى
عدالت، و كلامت مايه هدايت، و پيام آسمانيت مايه روشنى، و بخشش و احسانت
واسِعَةٌ، وَعَفْوُكَ عَظيمٌ،
وَفَضْلُكَ كَبيرٌ، وَعَطاؤُكَ جَزيلٌ، وَحَبْلُكَ مَتينٌ،
گسترده، و گذشتت بزرگ و لطف و كرمت
بسيار، و بخششت بى شمار و پيمانت استوار،
وَاِمْكانُكَ عَتيدٌ، وَجارُكَ
عَزيزٌ، وَ بَاْسُكَ شَديدٌ، وَمَكْرُكَ مَكيدٌ، اَنْتَ يا
و قدرت و توانت مهيّا و آماده، و
پناهنده ات گرامى، و كيفرت سخت و تدبيرت زيركانه است، تويى اى
رَبِّ مَوْضِعُ كُلِّ شَكْوى،
وَشاهِدُ كُلِّ نَجْوى، و حاضِرُ كُلِّ مَلاَ، وَمُنْتَهى
پروردگار من مرجع هر شكايت، و گواه هر
صحبت محرمانه، و حاضر در هر جمع، نهايت
كُلِّ حاجَة، وَ فَرَجُ كُلِّ حَزين،
وَ غِنى كُلِّ فقير مِسْكين، وَ حِصْنُ كُلِّ
هر خواسته، تسكين دهنده غم و اندوه،
توانگرى هر فقير درمانده، پناهگاه هر
هارِب، وَ اَمانُ كُلِّ خآئِف، حْرِزُ
الضُّعَفآءِ، كَنْزُ الْفُقَرآءِ، مُفَرِّجُ الْغَمّآءِ،
پناهنده، پناه هر ترسان، حافظ ضعيفان،
گنج فقيران، تسكين دهنده غمزدگان،
مُعينُ الصّالِحينَ،ذلِكَ اللهُ
رَبُّنا، لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ، تَكْفى مِنْ عِبادِكَ مَنْ تَوَكَّلَ
ياور پارسايان، چنين خدايى پروردگار
ماست كه معبودى جز او نيست، هر بنده اى كه خود را به تو بسپارد
عَلَيْكَ، وَاَنْتَ جارُ مَنْ لاذَ
بِكَ وَتَضَرَّعَ اِلَيْكَ، عِصْمَةُ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ مِنْ
ياريش كنى، و تو پناه كسى هستى كه به
تو پناهنده، و دست به دامن تو شود، نگهدار هر بنده اى كه به تو متوسّل شود،
عِبادِك،ناصِرُ مَنِ انْتَصَرَ بِكَ،
تَغْفِرُ الذُّنُوبَ لِمَنِ اسْتَغْفَرَكَ،جَبّارُ الْجَبابِرَةِ،
ياور هر كس كه از تو يارى جويد،
گناهان كسى را كه از تو آمرزش طلبد مى آمرزى، (و تويى) مسلّط بر گردنكشان،
عَظيمُ الْعُظَمآءِ، كَبيرُ
الْكُبَرآءِ، سَيِّدُ السّاداتِ، مَوْلَى الْمَوالى، صَريخُ
برتر برتران، بزرگ بزرگان، سرور
سروران، مولاى مولايان فريادرس
الْمُسْتَصْرِخينَ،مُنَفِّسٌ عَنِ
الْمَكْرُوبينَ، مُجيبُ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ، اَسْمَعُ
دادخواهان، غم زداى غمزدگان، اجابت
كننده خواسته گرفتاران، شنواترين
السّامِعينَ، اَبْصَرُ النّاظِرينَ،
اَحْكَمُ الْحاكِمينَ، اَسْرَعُ الْحاسِبينَ، اَرْحَمُ
شنوندگان، بيناترين بينايان،
دادرس ترين حاكمان، سريع ترين حسابگران، مهربان ترين
الرّاحِمينَ،خَيْرُ الْغافِرينَ،قاضى
حَوآئِج الْمُؤْمِنينَ،مُغيثُ الصّالِحينَ،اَنْتَ
مهربانان، بهترين آمرزنده، برآورنده
نيازهاى مؤمنان، فريادرس پارسايان،
اللهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ،رَبُّ
الْعالَمينَ،اَنْتَ الْخالِقُ وَاَ نَا الْمَخْلُوقُ،وَ اَنْتَ الْمالِكُ
تويى خدايى كه معبودى جز تو نيست كه
پروردگار جهانيانى، تويى آفريننده و منم مخلوق، و تويى
وَ اَ نَا الْمَمْلُوكُ، وَاَنْتَ
الرَّبُّ وَ اَ نَا الْعَبْدُ، وَ اَنْتَ الرّازِقُ وَ اَ نَا الْمَرْزُوقُ،
مالك و صاحب اختيار و منم بنده، و
تويى پروردگار و منم بنده، و تويى روزى ده و منم
وَاَنْتَ الْمُعْطى وَاَ نَا
السّآئِلُ، وَاَنْتَ الْجَوادُ وَ اَ نَا الْبَخيلُ، وَاَنْتَ الْقَوِىُّ وَاَ نَا
روزى خوار، و تويى بخشنده و منم گدا،
و تويى سخاوتمند و منم بخيل، و تويى
الضَّعيفُ، وَاَنْتَ الْعَزيزُ وَاَ
نَا الذَّليلُ، وَاَنْتَ الْغَنِىُّ وَاَ نَا الْفَقيرُ، وَاَنْتَ السَّيِّدُ
توانا و منم ناتوان، و تويى گرامى و
منم بى ارزش،و تويى بى نياز و منم نيازمند
وَاَ نَا الْعَبْدُ، وَاَنْتَ
الْغافِرُ وَاَ نَا الْمُسيئُ، وَاَنْتَ الْعالِمُ وَاَ نَا الْجاهِلُ، وَاَنْتَ
و تويى سرور و منم بنده، و تويى
آمرزنده و منم گناهكار، و تويى دانا و منم
الْحَليمُ وَاَ نَا الْعَجُولُ،
وَاَنْتَ الرّاحِمُ وَاَنـَا الْمَرْحُومُ، وَاَنْتَ الْمُعافى وَاَ نَا
نادان، و تويى شكيبا و منم عجول، و
تويى رحم كننده و منم مورد رحمت، و تويى
الْمُبْتَلى، وَاَنْتَ الْمُجيبُ
وَاَنـَا الْمُضْطَرُّ، وَاَنـَا اَشْهَدُ بِاَنَّكَ اَنْتَ اللهُ لا اِلهَ
شفا بخش و منم دردمند، و تويى اجابت
كننده و منم گرفتار، و گواهى مى دهم كه تويى
اِلاَّ اَنْتَ، اَلْواحِدُ الْفَرْدُ،
وَاِلَيْكَ الْمَصيرُ، وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد وَاَهْلِ بَيْتِهِ
خدايى كه معبودى جز تو نيست، (خداوند)
يگانه و تنهايى كه بازگشت همه به سوى توست، و درود خدا بر
الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ، وَاغْفِرْ
لى ذُنُوبى، وَاسْتُرْ عَلَىَّ عُيُوبى، وَافْتَحْ لى مِنْ
محمّد و خاندان پاك و پاكيزه اش
باد، و گناهانم را ببخش و عيوبم را
لَدُنْكَ رَحْمَةً،وَرِزْقاً واسِعاً،
يااَرْحَمَ الرّاحِمينَ، وَالْحَمْدُللهِِ رَبِّ الْعالَمينَ،
بپوشان، و از نزد خود در بخشش و روزى
فراوان را به رويم بگشا، اى مهربان ترين مهربانان،
وَحَسْبُنَا اللهُ وَنْعِمَ
الْوَكيلُ، وَلا حَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ.
و ستايش مخصوص پروردگار جهانيان است،
خداوند (به عنوان پشتيبان) ما را بس و بهترين سرپرست است و قدرت و نيرويى جز از
خداى بلندمرتبه و با عظمت نيست.
1. نام اين دعا، از كلمه «يستشير»
در عبارت «و لا خلق من عباده يستشير» در آغاز همين دعا
گرفته شده است. 2. براى آگاهى بيشتر از خواص و
پاداش هاى اين دعا به مهج الدّعوات، صفحه 122 و يا به بحارالانوار، جلد
83، صفحه 330 مراجعه فرماييد. 3. بلدالامين، صفحه 380.