مطلب
دعاى عشرات
اين دعا(1) از دعاهاى بسيار معتبر است
كه مستحب است - اگر كسى بتواند - هر صبح و شام آن را بخواند; ولى بهترين زمان خواندنش،
عصر جمعه مى باشد. مرحوم «كفعمى» در «مصباح» آن را از امام حسين(عليه السلام)
نقل كرده است.(2) و دعا طبق نقل «شيخ طوسى» در «مصباح المتهجّد»(3) چنين است:
اين دعا(1)
از دعاهاى بسيار معتبر است كه مستحب است - اگر كسى بتواند - هر صبح و شام آن را بخواند;
ولى بهترين زمان خواندنش، عصر جمعه مى باشد. مرحوم «كفعمى» در «مصباح» آن را از امام حسين(عليه السلام) نقل كرده است.(2) و دعا طبق نقل «شيخ طوسى» در «مصباح المتهجّد»(3) چنين است: ▲
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
سُبْحانَ اللهِ وَالْحَمْدُ للهِِ،
وَلا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ وَاللهُ اَكبَرُ، وَلا حَوْلَ ولا قُوَّةَ إلاَّ
پاك و منزّه است خداوند و ستايش مخصوص
اوست، و معبودى جز خداى يكتا نيست و او بزرگتر (از هر چيز) است و قدرت و نيرويى جز
از
بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ،
سُبْحانَ اللهِ آناءَ اللَّيْلِ وَاَطْرافَ النَّهارِ، سُبْحانَ اللهِ
خداى بلند مرتبه و با عظمت نيست، پاك
و منزّه است خدا در تمام لحظه هاى شب و طول روز،
بِالْغُدُوِّ وَالاْصالِ،سُبْحانَ
اللهِ بِالْعَشِىِّ وَالاِْبْكارِ،سُبْحانَ اللهِ حينَ تُمْسُونَ
و در سپيده دم و شامگاهان و ابتداى شب
و روز، پاك و منزّه است خدا هنگامى كه در شب
وَ حينَ تُصْبِحُونَ، وَلَهُ
الْحَمْدُ فِى السَّمواتِ وَالاَْرْضِ، وَعَشِيّاً وَ حينَ
و صبح داخل مى شويد، و ستايش در
آسمان ها و زمين شبانگاه و هنگام
تُظْهِرُونَ، يُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَيِّتِ،
وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَىِّ، وَيُحْيىِ
ظهر مخصوص خداوندى است كه زنده را از
مرده و مرده را از زنده بيرون مى آورد،
الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها، وَكَذلِكَ
تُخْرَجُونَ، سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا
و زمين را پس از مردنش زنده
مى كند و شما نيز اين چنين (در قيامت) بيرون آورده مى شويد، پروردگار
تو، خداى صاحب شكوه از آنچه توصيف مى كنند منزّه است،
يَصِفُونَ، وَسَلامٌ عَلَى
المُرْسَلينَ، وَالْحَمْدُللهِِ رَبِّ الْعالَمِينَ، سُبْحانَ ذِى
و درود و سلام بر فرستادگان او، و
ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است، پاك و منزّه است خداوندى كه
صاحب
الْمُلْكِ وَالْمَلَكُوتِ، سُبْحانَ
ذِى الْعِزَّةِ وَالْجَبَرُوتِ، سُبْحَانَ ذِى الْكِبْرِيآءِ
فرمانروايى و سلطه آسمانى است، پاك و
منزّه است خداوند صاحب شكوه و بزرگى، پاك و منزّه است خداوند صاحب جلال
وَالْعَظَمَةِ،اَلْمَلِكِ الْحَقِّ
الْمُبينِ الْمُهَيْمِنِ الْقُدُّوسِ، سُبْحانَ اللهِ الْمَلِكِ الْحَىِّ
و عظمت، آن فرمانرواى حقيقى روشنگر و
نگهبان و پاكيزه از هر عيب، پاك و منزّه است خداوند فرمانرواى زنده اى
الَّذِى لايَمُوتُ، سُبْحانَ اللهِ
الْمَلِكِ الْحَىِّ الْقُدُّوسِ، سُبْحانَ الْقآئِمِ الدّآئِمِ،
كه (هرگز) نمى ميرد، پاك و منزّه
است خداوند فرمانرواى زنده پاكيزه از هر عيب، پاك و منزه است (خداى) پايدار
پاينده،
سُبْحانَ الدّآئِمِ
الْقآئِمِ،سُبحَانَ رَبِّىَ الْعَظيِمِ، سُبْحانَ رَبِّىَ الاَْعْلى، سُبْحانَ
پاك و منزّه است پاينده پايدار، پاك و
منزّه است پروردگار با عظمتم پاك و منزه است پروردگار بلند مرتبه ام، پاك و
منزّه است
الْحَىِّ القَيُّومِ، سُبْحانَ
الْعَلِىِّ الاَْعْلى، سُبْحانَهُ وَتَعالى، سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ،
(خداى) زنده جاودان، پاك و منزّه است
(خداى) برتر بلند مرتبه، او پاك و منزّه و برتر است بسيار منزّه و پاكيزه از هر
عيب است
رَبُّنا وَ رَبُّ الْمَلائِكَةِ
وَالرُّوحِ،(4) سُبْحانَ الدّآئِمِ غَيْرِ الْغافِلِ، سُبْحانَ الْعالِمِ
پروردگار ما و پروردگار فرشتگان و
«روح» و پروردگار تمام موجودات، پاك و منزه است (خداى) پاينده آگاه، پاك و منزّه
است (خداى) داناى
بِغَيْرِ تَعْلِيم، سُبْحانَ خالِقِ
ما يُرى ومَا لايُرى، سُبْحانَ الَّذى يُدْرِكُ
ناآموخته، پاك و منزّه است آفريننده
آنچه ديدنى و آنچه ناديدنى است، پاك و منزه است (خدايى) كه بينندگان را
مى بيند
الاَْبْصارَ، وَلا تُدْرِكُهُ
الاَْبْصارُ، وَهُوَ اللَّطيفُ الْخَبِيرُ، اَللّـهُمَّ إنّى اَصْبَحْتُ
ولى آنها او را نمى بينند، و او
مهربان و آگاه است، خدايا من از (لطف و محبّت) تو صبح
وَ اَمْسَيْتُ مِنْكَ فى نِعْمَة
وَخَيْر وَبَرَكَة وَعافِيَة، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ،
و شام در نعمت و خوشى و رحمت و سلامتى
هستم، پس بر محمّد و آل (پاكش) درود فرست
وَاَتْمِمْ عَلَىَّ نِعْمَتَكَ
وَخَيْرَكَ، وَبَرَكاتِكَ وَعافِيَتَكَ بِنَجاة مِنَ النّارِ،
و با نجات از آتش (غضبت) نعمت و خوشى
و رحمت و سلامتى را (از جانب خويش) بر من تمام كن، و مادامى كه مرا زنده نگه
داشته اى
وَارْزُقْنِى شُكْرَكَ وَعافِيَتَكَ
وَفَضْلَكَ وَكَرامَتَكَ اَبَداً ما اَبْقَيْتَنِى، اَللّـهُمَّ
سپاسگزارى (از نعمت هايت) و
سلامتى و لطف و بخشش هميشگى ات را روزى من بگردان، خدايا
بِنُورِكَ اهْتَدَيْتُ، وَبِفَضْلِكَ
اسْتَغْنَيْتُ، وَبِنِعْمَتِكَ اَصْبَحْتُ وَاَمْسَيْتُ،
به نور تو هدايت شده و به لطف تو
بى نياز شدم و به نعمت تو صبح و شب كردم،
اَللّـهُمَّ اِنّى اُشْهِدُكَ وَكَفى
بِكَ شَهِيداً، وَاُشْهِدُ مَلائِكَتَكَ واَنْبِيآئَكَ
خدايا تو را گواه مى گيرم و
گواهى تو كافى است و (همچنين) فرشتگان، و پيامبران
وَرُسُلَكَ، وَحَمَلَةَ عَرْشِكَ،
وَسُكّانَ سَمواتِكَ وَاَرْضِكَ، وَجَميعَ خَلْقِكَ،
و فرستادگان و حاملان عرش و ساكنان
آسمان ها و زمين و همه مخلوقاتت
بِاَنَّكَ اَنْتَ اللهُ لا اِلـهَ
اِلاَّ اَنْتَ، وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ، واَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ
را گواه مى گيرم بر اين كه همانا
تو خدايى هستى كه معبودى جز تو نيست، يگانه اى كه شريكى براى تو نيست و اين
كه محمّد كه درود خدا
عَلَيْهِ وَآلِهِ عَبْدُكَ
وَرَسُولُكَ، وَاَنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْء قَدِيرٌ، تُحْيى وَتُميتُ،
بر او و خاندان (پاكش) باد بنده و
فرستاده توست و اين كه تو بر هر كارى توانايى، زنده كرده و مى ميرانى
وَتُميتُ وَتُحْيى، وَاَشْهَدُ اَنَّ
الْجَنَّةَ حَقٌّ، وَ اَنَّ النّارَ حَقٌّ، وَ النُّشُورَ حَقٌّ،
و ميرانده و زنده مى كنى و گواهى
مى دهم كه همانا بهشت و دوزخ و قيامت حق است
وَالسَّاعَةَ اتِيَةٌ لا رَيْبَ
فيهَا، وَاَنَّ اللهَ يَبْعَثُ مَنْ فِى القُبُورِ، وَاَشْهَدُ اَنَّ عَلِىَّ
و زمان آن بى شك فرا خواهد رسيد و
خداوند كسانى را كه در گورها خفته اند بر مى انگيزاند، و گواهى
مى دهم كه همانا على
بْنَ اَبيطالِب اَميرُ الْمُؤْمِنينَ
حَقّاً حَقّاً، وَاَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ هُمُ الاَْئمَّةُ
بن ابى طالب حقيقتاً و به حق
اميرمؤمنان است و امامان از فرزندانش همان امامان
الهُداةُ الْمَهْدِيُّونَ،غَيْرُ
الضّآلّينَ وَلاَ الْمُضِلِّينَ، وَاَنَّهُمْ اَوْلِيآئُكَ الْمُصْطَفَوْنَ،
هدايت كننده هدايت شده اى هستند
كه نه گمراهند و نه گمراه كننده و (گواهى مى دهم) كه همانا ايشان دوستان
برگزيده تو
وَحِزْبُكَ الْغالِبُونَ، وَ
صِفْوَتُكَ وَخِيَرَتُكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَنُجَبآئُكَ الَّذِينَ
و حزب پيروز و فاتح تو، و برگزيده و
بهترين مخلوقات و بزرگ زادگانى كه ايشان
انْتَجَبْتَهُمْ لِدينِكَ،
وَاخْتَصَصْتَهُمْ مِنْ خَلْقِكَ، واصْطَفْيَتَهُمْ عَلى عِبادِكَ،
را براى دين خود برگزيدى و از ميان
مخلوقاتت مخصوصشان ساخته و بر بندگانت برگزيدى
وَجَعَلْتَهُمْ حُجَّةً عَلَى
الْعالَمينَ، صَلَواتُكَ عَلَيْهِمْ والسَّلامُ وَرَحْمةُ اللهِ
و آنها را بر جهانيان حجّت و دليل
قرار دادى درود و سلام و رحمت خدا بر
وَبَرَكاتُهُ، اَللّـهُمَّ اكْتُبْ لى
هذِهِ الشَّهادَةَ عِنْدَكَ، حَتّى تُلَقِّنيها يَوْمَ الْقِيمَةِ
ايشان باد، خدايا اين شهادت و گواهى
را براى من در نزد خود ثبت فرما تا اين كه در روز قيامت
وَاَنْتَ عَنّى راض، اِنَّكَ عَلى ما
تَشآءُ قَديرٌ، اَللّـهُمَّ لَكَ الْحَمدُ حَمْداً
در حالى كه از من خشنود هستى آن را بر
زبانم جارى سازى زيرا كه تو بر هر چه خواهى توانايى خدايا ستايش مخصوص توست ستايشى
يَصْعَدُ اَوَّلُهُ، وَلا يَنْفَدُ
آخِرُهُ، اَللّـهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً تَضَعُ لَكَ السَّمآءُ
كه ابتدايش بالا رود و پايانى ندارد،
خدايا ستايش مخصوص توست ستايشى كه آسمان براى تو بالهايش را بر زمين نهد (و تواضع
كند)
كَنَفَيْها، وَتُسَبِّحُ لَكَ
الاَْرْضُ وَمَنْ عَلَيْها، اَللّـهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً سَرْمَداً
و زمين و آنچه بر آن است تو را تسبيح
گويد، خدايا ستايش مخصوص توست ستايشى كه پيوسته،
اَبَداً، لاَ انْقِطاعَ لَهُ وَلا
نَفادَ، وَلَكَ يَنْبَغى وَاِلَيْكَ يَنْتَهى، فِىَّ وَعَلَىَّ
ابدى متّصل و بى پايان است، (حمدى كه)
شايسته توست و به تو منتهى مى شود، (كه اثر آن) در وجود من و بر من
وَ لَدَىَّ وَ مَعى، وَقَبْلى
وَبَعْدى وَاَمامِى وَفَوْقى وَتَحْتى، وَ اِذا مِتُّ وَبَقيتُ
و نزد من و همراه من و پيش از من و پس
از من و مقابلم و بالاى سرم و زير پايم و هنگامى كه از دنيا رفتم
فَرْداً وَحيداً ثُمَّ فَنيتُ، وَلَكَ
الْحَمْدُ اِذا نُشِرْتُ وَبُعِثْتُ يا مَوْلاىَ، اَللّهُمَّ
و تك و تنها باقى ماندم و سپس فانى
شدم (و در تمام حالات ظاهر شود) و ستايش مخصوص توست زمانى كه دوباره زنده شده و برانگيخته
شوم، اى مولاى من،
وَلَكَ الْحَمْدُ وَلَكَ الشُّكْرُ
بِجَميعِ مَحامِدِكَ كُلِّها، عَلى جَميعِ نَعْمآئِكَ كُلِّها،
و ستايش و سپاس مخصوص توست به جميع
انواع آن بر تمامى نعمتهايت،
حَتّى يَنْتَهِىَ الْحَمْدُ اِلى ما
تُحِبُّ رَبَّنا وَتَرْضى، اَللّـهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى كُلِّ
تا جايى كه اى پروردگار من حمد من به
خشنودى و رضايت تو منتهى گردد، خدايا ستايش مخصوص توست بر هر
اَكْلَة وَ شَرْبَة، وَبَطْشَة
وَقَبْضَة وَبَسْطَة، وَ فى كُلِّ مَوْضِعِ شَعْرَة، اَللّـهُمَّ
خوردن و آشاميدنى و هر حركت، بستن و
گشايشى، و در محلّ روييدن هر مويى، خدايا
لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً خالِداً مَعَ
خُلُودِكَ، ولَكَ الْحَمْدُ حَمْداً لا مُنْتَهى لَهُ دُونَ
ستايش مخصوص توست ستايشى كه جاودان
است به جاودانگيت، و ستايش مخصوص توست ستايشى كه نهايتى جز
عِلْمِكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً
لا اَمَدَ لَهُ دُونَ مَشِيَّتِكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً لا
علم تو براى آن نيست، و ستايش مخصوص
توست ستايشى كه پايانى جز اراده و خواست تو براى آن نيست، و ستايش مخصوص توست
ستايشى
اَجْرَ لِقآئِلِهِ اِلاَّ رِضاكَ،
وَلَكَ الْحَمْدُ عَلى حِلْمِكَ بَعْدَ عِلْمِكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ
كه پاداشى جز رضايت تو براى گوينده آن
نيست و ستايش مخصوص توست به خاطر بردبارى بعد از آگاهيت، و ستايش مخصوص توست
عَلى عَفْوِكَ بَعْدَ قُدْرَتِكَ،
وَلَكَ الْحَمْدُ باعِثَ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ وارِثَ
به خاطر گذشت بعد از تواناييت، و
ستايش مخصوص توست كه انگيزه هر ستايشى و ستايش مخصوص توست كه وارث
الْحَمْدِ، ولَكَ الْحَمْدُ بَديعَ
الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ مُنْتَهَى الْحَمْدِ، وَلَكَ الحَمْدُ
ستايشى و ستايش مخصوص توست كه ايجاد
كننده آنى و ستايش مخصوص توست كه نهايت ستايش و ستايش مخصوص توست
مُبتَدِعَ الْحَمْدِ، وَ لَكَ
الْحَمْدُ مُشْتَرِىَ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ وَلِىَّ الْحَمْدِ،
كه به وجود آورنده آنى، و ستايش مخصوص
توست كه خريدار ستايشى، و ستايش مخصوص توست كه صاحب ستايشى
وَلَكَ الْحَمْدُ قَديمَ الْحَمْدِ،
وَلَكَ الْحَمْدُ صادِقَ الْوَعْدِ، وَفِىَّ الْعَهْدِ، عَزيزَ
و ستايش مخصوص توست كه از ازل مورد
ستايشى و ستايش مخصوص توست كه وعده ات راست، پيمانت پايدار، سپاهت
الجُنْدِ، قآئِمَ الْمَجْدِ،وَلَكَ
الْحَمْدُ رَفيعَ الدَّرَجاتِ، مُجيبَ الدَّعَواتِ، مُنزِلَ
بزرگ و بزرگواريت جاودان است، و ستايش
مخصوص توست كه بلندمرتبه، برآورنده حاجات، فرو فرستنده
الاْياتِ
مِنْ فَوْقِ سَبْعِ سَموات،عَظيمَ الْبَرَكاتِ،مُخْرِجَ النُّورِمِنَ الظُّلُماتِ،
آيات از بالاى هفت آسمان، صاحب رحمت
گسترده، خارج كننده نور از تاريكى ها
وَمُخْرِجَ مَنْ فِى الظُّلُماتِ
اِلىَ النُّورِ، مُبَدِّلَ السَّيِّئاتِ حَسَنات، وَجاعِلَ
و خارج كننده كسى كه در تاريكى است به
روشنايى، تبديل كننده بدى ها به خوبى ها و قرار دهنده
الْحَسَناتِ دَرَجات، اَللّـهُمَّ
لَكَ الْحَمْدُ غافِرَ الذَّنْبِ، وَقابِلَ التَّوْبِ، شَديدَ
مرتبه براى حسنات هستى، خدايا ستايش
مخصوص توست كه آمرزنده گناه و پذيرنده توبه و سخت
الْعِقابِ ذَاالطَّوْلِ، لا اِلـهَ
اِلاَّ اَنْتَ، اِلَيْكَ الْمَصيرُ، اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ فِى اللَّيْلِ
كيفر دهنده توانا هستى، معبودى جز تو
نيست و بازگشت (همه) به سوى توست، خدايا مخصوص توست ستايش در شب
اِذايَغْشى،وَلَكَ الْحَمْدُ
فِى النَّهارِاِذاتَجَلّى،وَلَكَ الْحَمْدُ
فِى الاْخِرَةِوَالاُْولى،
هنگامى كه (جهان را) بپوشاند، و مخصوص
توست ستايش در روز هنگامى كه (جهان را) روشن سازد،
وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ كُلِّ نَجْم
وَمَلَك فِى السَّمآءِ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ الثَّرى
و مخصوص توست ستايش آخرين و اوّلين، و
مخصوص توست ستايش به تعداد ستارگان و فرشتگان آسمان و مخصوص توست ستايش به مقدار
خاك ها
وَالْحَصى وَالنَّوى، وَلَكَ
الْحَمْدُ عَدَدَ ما فى جَوْفِ الأَرْضِ، وَلَكَ الْحَمْدُ
و تعداد ديگ ها و دانه ها،
و مخصوص توست ستايش به تعداد آنچه در دل زمين است، و مخصوص توست ستايش
عَدَدَ اَوْزانِ مِياهِ الْبِحارِ،
وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ اَوْراقِ الاَْشْجارِ، وَلَكَ الْحَمْدُ
به اندازه آب درياها، و مخصوص توست
ستايش به تعداد برگ درختان، و مخصوص توست
عَدَدَ ما عَلى وَجْهِ الاَْرْضِ،
وَلَكَ اَلْحَمْدُ عَدَدَ ما اَحْصى كِتابُكَ، وَ لَكَ
ستايش به تعداد آنچه كه روى زمين است
و مخصوص توست ستايش به تعداد آنچه كه در كتاب تو شمارش شده و مخصوص توست
الْحَمْدُ عَدَدَ ما اَحاطَ بِهِ
عِلْمُكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ الاِْنْسِ وَالْجِنِّ، وَالْهَوامِّ
ستايش به مقدار آنچه كه علم تو به آن
احاطه دارد و مخصوص توست ستايش به عدد انس و جنّ و حشرات
وَالطَّيْرِ، وَالْبَهآئِمِ
وَالسِّباعِ، حَمْداً كَثيراً طَيِّباً مُبارَكاً فِيهِ، كَما تُحِبُّ رَبَّنا
و پرندگان و چهارپايان و درندگان،
ستايشى فراوان، پاكيزه و با بركت همان گونه كه تو اى پروردگار ما دوست دارى
وَتَرْضى، وَ كَما يَنْبَغى لِكَرَمِ
وَجْهِكَ وَعِزِّ جَلالِكَ.
و خشنود مى شوى و همان گونه
كه سزاوار ذات بزرگوار و شكوه عظمتت مى باشد
آنگاه ده مرتبه مى گويى:
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا
شَريكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ.
معبودى جز خدا نيست، يگانه اى كه
شريكى براى او نيست، فرمانروايى و ستايش مخصوص اوست و او مهربان و آگاه است
و ده مرتبه:
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ
لاشَريكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، يُحْيى
معبودى جز خدا نيست، يگانه اى كه
شريكى براى او نيست، فرمانروايى و ستايش مخصوص اوست، زنده كرده
وَيُميتُ، و يُميتُ وَيُحْيى، وَهُوَ
حَىٌّ لا يَمُوتُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّ
و مى ميراند و ميرانده و و زنده
مى كند، و او زنده اى است كه (هرگز) نمى ميرد، نيكى و خوشى بدست
اوست و او بر هر
شَىْء قَديرٌ.
چيز تواناست.
و ده مرتبه:
اَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا اِلـهَ
اِلاَّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ.
آمرزش مى طلبم از خدايى كه معبودى
جز او كه زنده و جاودان است، نيست و به سوى او باز مى گردم.
و ده مرتبه:
يااَللهُ يااَللهُ.
اى خدا اى خدا
و ده مرتبه:
يا رَحْمنُ يا رَحْمنُ.
اى بخشنده، اى بخشنده
و ده مرتبه:
يا رَحيمُ يا رَحيمُ.
اى بخشايشگر، اى بخشايشگر
و ده مرتبه:
يا بَديعَ السَّمواتِ
وَالاَْرْضِ.
اى به وجود آورنده آسمان و زمين
وده مرتبه:
يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ.
اى صاحب عظمت و احترام
و ده مرتبه:
ياحَنّانُ يا مَنّانُ.
اى بسيار دلسوز و اى بسيار سخاوتمند
و ده مرتبه:
يا حىُّ يا قَيُّومُ.
اى زنده، اى جاودان
و ده مرتبه:
يا حَىُّ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ.
اى زنده اى كه معبودى جز تو نيست.
و ده مرتبه:
يا اَللهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ.
اى خدايى كه معبودى جز تو نيست.
و ده مرتبه:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ.
به نام خداوند بخشنده مهربان
و ده مرتبه:
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد
وَآلِ مُحَمَّد.
خدايا بر محمّد و آل پاكش درود فرست
و ده مرتبه:
اَللّـهُمَّ افْعَلْ بى ما اَنْتَ
اَهْلُهُ.
خدايا آنچه را كه تو شايسته آنى در
مورد من انجام بده
و ده مرتبه:
آمينَ آمينَ.
(دعايم را) اجابت فرما...
و ده مرتبه سوره قُلْ هُوَ اللهُ
اَحَدٌ. سپس ده مرتبه مى گويى:
اَللّهُمَّ اصْنَعْ بى ما اَنْتَ
اَهْلُهُ، وَلا تَصْنَعْ بى ما اَ نَا اَهْلُهُ، فَاِنَّكَ
خدايا آنچه را كه تو شايسته آنى در
مورد انجام بده نه آنچه كه من شايسته آنم، پس همانا تو
اَهْلُ التَّقْوى وَاَهْلُ
الْمَغْفِرَةِ، وَاَنـَا اَهْلُ الذُّنُوبِ وَالْخَطايا، فَارْحَمْنى يا
شايسته پرهيزگارى و آمرزش هستى و من
اهل گناه و اشتباهم، پس به من رحم كن اى
مَوْلاىَ وَاَنْتَ اَرْحَمُ
الرّاحِمينَ.
مولاى من، كه تويى مهربان ترين
مهربانان
و نيز ده مرتبه مى گويى:
لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ
بِاللهِ، تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَىِّ الَّذى لا يَمُوتُ، وَالْحَمْدُللهِِ الَّذى
لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً،
قدرت و نيرويى جز از خدا نيست، خودم
را به (خداى) زنده اى
كه (هرگز) نمى ميرد مى سپارم و ستايش مخصوص خدايى است كه نه فرزندى براى
خود انتخاب كرده
وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فى
الْمُلْكِ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَكَبِّرْهُ تَكْبيراً.
و نه شريكى در حكومت دارد و نه به
خاطر ضعف و ذلت (حامى و) سرپرستى براى اوست و او را بسيار بزرگ بشمار.
1. سبب نام گذارى اين دعا به عشرات
(عشرات يعنى «دَه ها») اين است كه در پايان اين دعا ذكرهايى آمده كه هر كدام
ده بار تكرار مى شود.
2. مصباح كفعمى، صفحه 87 .
3. مصباح المتهجّد، صفحه 84 و جمال الاسبوع، صفحه 456 و
بحارالانوار، جلد 87، صفحه 74.
4. در مصباح المتهجّد: «و ربّ كلُّ شىء» نيز آمده است.